بیماریهای تو
عزیزدلم از دو روزگی فهمیدیم که زردی داری... آزمایش خون دادی و فهمیدیم گریدش 8 هستش. باید واست دستگاه میگرفتیم و دو روز زیرش می خوابیدی. اما از اونجایی که شما بشدت گرمایی هستی خیلی زود کلافه میشدی و گریه میکردی که درت بیاریم. اینجا زیر دستگاه خوابیدی:

دکتر دارو واست تجویز کرد و من هم پرهیز غذایی کردم تا یکم پایین اومد. اما دوباره زردیت بالا رفت تا اینکه رفتیم پیش خانم دکتر و ایشون شما رو حجامت کرد. تقریبا سر بیست روزگیت دیگه خوب خوب شده بودی
واکسن دو ماهگیت و که زدیم خیلی بی حال شدی. کلی حالم گرفت. گریه نمیکردی اما همش ناله میکردی حتی نمی تونستی درست شیر بخوری. عادت داری همش پاهاتو اینطوری میکنی:

اما اون دو روز اونقدر بیحال بودی که حتی نمی تونستی انگشت هاتو جمع کنی
. اون روز مصادف بود با محرم و چقدر به حال مادر حضرت علی اصغر (ع) ناراحت شدم که بچه اش گریه میکرده و شیر نداشته. موقعی که شبش تب کردی و هرکاری می کردیم بدنت خنک نمیشد بیاد عطش حضرت علی اصغر (ع) افتادم.... واقعا تصورش هم برای ما سخته.
راستی تازگی ها فهمیدیم که اگزما داری... پوستت خیلی حساسه و سریع دونه میزنه. رفتیم دکتر چندتا پماد داد و من هر روز از پمادها واست میزنم که پوستت خشک نشه. الان خداروشکر خیلی بهتری.
انشالله همیشه تنت سالم باشه مامانی.
دوست دارم




بیماریهای تو
